تبلیغات
مامای شیطون - ببخشید آقا! میتونم یه کم به خانم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مامای شیطون
***انی خالق بشرا" من طین***
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت:
ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانم شما نگه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جاخورده بود، مثل آتشفشان از جا دررفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... غلط میکنی تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟؟؟
جوان اما آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد:
خیلی عذر میخواهم فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت میبرن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ... .




طبقه بندی: تغذیه روح، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی 1392 توسط فاطمه | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
به خونه من خوش اومدید
اینجا از همه چیز حرف میزنم. از زندگیم ، احساساتم ، از رشته ام
با حوصله بخونید...
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» در حال حاضر چند صلوات برای تعجیل در فرج مهدی موعود(عج) میتونین بفرستین؟





پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :